تبليغاتX
ماه من

ماه من

 

خداوندا غم دل با تو گویم
بجز تو معشوق دیگر نجویم
ندارد غیر تو جز بيوفاي
رضای تو است همه عمر آرزویم
زهر ناکس بدو تهمت شنیدم
توکل بر تو کردم ای نیکویم
چه خار ها بر سر راهم که کشتند
تو خار کردی بدل با گل برویم
خدای من بده توفیق برایم
که همراه ولیٌت راه پویم
دم آخر تو پیروزم بگردان‬

 

ترس داشتم كه مرا ترك كني و بروي
ترس داشتم كه ز تنهايي و غم اشك بريزم هر شب
ترس داشتم ، زنده بمانم بعد از رفتن تو
ترس داشتم كه سكوت ، همدم و يارم گردد بي تو
آه اين ترس گريبان مرا سخت گرفت
...عاقبت هم تو ز من دور شدي
ديگر از ترس خودم مي ترسم

 

تا از تو جدا شده است آغوش مرا
از گریه کسی ندیده خاموش مرا
در جان و دل و دید فراموش نه‌ای
از بهر خدا مکن فراموش مرا‬

 

 آهسته بگیر جانم این قلب پریشان است
از سینهء من بیرون در قلب تو پنهان است
او رنج فراق دارد دیوانه ای جانان است
یک لحظه نگاهش کن افسرده و حیران است
... ♥‬

 

 

این قدر چهرت پر احساس
که دردمو میبره
حسی که من دارم به تو
از یک عشق ساده بیشتره
این قد زیباست لبخندت
که اخم منو میشکنه
من خموشم اما مطمئنم که قلب تو روشنه
واسه یک بار بشین به پای حرفم
از ته قلبم تو رو می‌خوام

وابستت شدم و به تو کردم عادت
دیونتم عشقم تو باید مال من باشی‌

این قدر مهربونی که هیچ کی‌ نمیخواد از تو بگذره
حسی که من دارم به تو از یک عشق ساده بیشتره
این قدر د‌ل نشین خیالت که هر لحظه‌ای با من
من زنده‌ام و نبضم فقط با وجود گرمت می‌زنه


...<< ♥♥♥ >>...‬

 

کاش قلبم درد تنهایی نداشت
اسینه ام هرگز پریشانی نداشت
کاش برگهای آخر تقویم عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشت
کاش می شد راه سخت عشق را
...بی خطر پیمود و قربانی نداشت

♥♥♥♥♥‬
 

 

زندگی ام به تنهای گزشت میگزرت

به غم درد جدای گزشت میگزرت

 

 

 

هر طرف رسوای تو
هر طرف سودای تو
دل‌ بدادم جان برایت
‌ای صنم چشمان تو
گشته است مست من فدایت
ای‌ صنم زلفان تو

کرده ی رسوا مرا
کرده ی بی‌ پا مرا
هر قدر ظلم می‌‌نمودی ندهم سزا تو را
دیده بر لب دارم هر جا
تا بینم مژگان تو

آرزویم تو بودی
جستجو یم تو بودی
هر قدم برداشتم من پیش رویم تو بودی
زار و نالان چشم به راهت
آی‌ صنم روان تو

روز‌ها به یاد تو
در غم فراق تو
گشته‌ام دیوانه ات چون کی‌ روی از یاد تو
لحظهٔ آه تا ببخشم
عمر خود به پای تو
 
 
 
خدا حافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم

خداحافظ نگو وقتی تو هرجا باشی همراتم

شبی که کوله بارت رو میونه گریه می بستی

یه احساسی به من می گفت هنوزم عاشقم هستی

چرا حالت پریشونه چرا مایوس و دلسردی
خداحافظ نگو وقتی هنوزم می شه برگردی.... ♥‬
 
 
 
 
‫تو چاره من، منم بیچاره تو...

تو پاره ی تنم، تنم آواره تو...

تو خودت شوق منی، شوق منم دیدن تو...

تو شاهد اشک منی، منم مست خندیدن تو...

♥‬
 
 
 
 
تورفتي در سفر هوش از سرم رفت دلم از سينه جان از بيكرم رفت حد اندازه اش را من ندانم چه مقدار اشكي ازچشم ترم رفت
♥.....‬
 
 
از من مپرس که چه اندازه دلتنگم !
دلی که تو ...در آن جای بگیری
هیچ گاه تنگ نخواهد شد

.........♥‬
 
 
دل تنگ خنده های توم مهتاب من
محتاج یک نگاه دو چشم پر اب من
سرداست سر نهاده به زانوی بی کسی
یک عاشق غریب بتاب افتاب من
دانی که روزگار جدای چی كرده است
...
از دل توان برده و از پا ی تاب من
بی تو دلم گر فته ز هر چیز این زمین
بی تو هم اسمان ندارد جواب من
..... ♥‬
 
 
 
 
چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
♥‬
 
 
 
 
 
زندگی زیباست اگر بهش زیبا نگاه کنی
زندگی زیباست اگر امید در زندگیت وجود داشته باشد...
زندگی زیباست اگر هرروز با لبخند بهش نگاه کنی
زندگی زیباست اگر به دیگران محبت ورزی
زندگی زیباست اگر عشق در آن وجود داشته باشد
زندگی زیباست چون خدا زیباست
♥........‬♥
 
 
 
 
 
اگه يه روز نشه که ديگه با تو باشم
برات می نويسم خدا نخواست ما با هم باشيم
ولی بدون اون روز روزه مرگ عشق منه
 
 
 
 
‫به چشمانت بیاموزکه: هرکس ارزش دیدن ندارد
به دستانت بیاموزکه: هرگلی ارزش چیدن ندارد
به قلبت بیاموزکه:هرکس کنج آن جای ندارد
 
 
 
 
 
 
تو شیرین ترین بهانه ای هستی

که می شود با آن به رنج های زندگی هم دل بست و میان
این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست
 
 
 
 
‫آنگاه که تنهایی تو را می آزارد به خاطر بیاور که

... خداوند بهترین ها را تنها می آفریند‬
 
 
 
 
 
 
 
دیشب سانما غرقه خیالت شده بودم
بیحد به خدا ماهوه جمالت شده بودم
تا بوسه زنم سوراته زیبای تو هردم

ای کاش به روخسار تو خالت شده بودم
با زمظمه نازتو در عمق خیالت
من تشنی ساوت و سور و تالت شده بودم
بیحدبه خدا ماهوه جمالت شده بودم
 
 
 
 
 
تو را از بین صدها گل جدا کردم  
 تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم
برای نقطه ی پایان تنهایی    
     تو تنها اسمی بودی که صدا کردم
 

خدایا...
از عشق امروزمان برای فرداهایمان چیزی باقی بگذار
 برای روزی که فراموش می کنیم عاشق بوده ایم...
 

 

 
 
 
نوشته شده در بیست و پنجم دی 1389ساعت 2:13 PM توسط Diyana| |

 

به گوشت میرسه روزی که بعد از تو چی شد حالم

چه جوری گریه میکردم که از تو دست بردارم

نشد گریه کنم پیشت نخواستم بد شه رفتارم

نمیخواستم بفهمی تو که من طاقت نمیارم

دلم واسه خودم میسوخت برای قلب درگیرم

یه روز تو خنده هات گفتی تو می مونی و من میرم

سرم رو گرم میکردم که از یادم بره این غم

ولی بازم شبا تا صبح تو رو تو خواب می دیدم

نیمدونستی اینا رو چرا باید میفهمیدی

منو دیدی ولی یک بار ازم چیزی نپرسیدی
♥♥‬

 

 
 
اگر دنیا رو بهم بدن تا بی خیال دنیا بشم...

تو رو برمیدارم، بی خیال دنیا میشم...

...♥‬
 
 
 
تو دریایی و من موجی اسیرم
که می خواهم در آغوشت بمیرم
بیا دریای من آغوش بر کش
نمی خواهم جدا از تو بمیرم
 
 

   

 

بمیرم واسه اون ناز نگاهت می مون همیشه
به چشم به راهت تو چی خواستی که من
واست نکردم مال من نبودی
نگات می کردم
دلم بی قراره کارش انتظاره
می خواد ببینتت بهت بگه دوست داره تو نیستی و این دل
فقط چشم به راهته فقط منتظر شنیدن اون صداته

یه روز به من گفتی برو گفتی نمی خوامت تو رو
شکستی قلب خستمو تنها گذاشتی دستمو
اما بی قرارم  واست نگرانم طاقت دوریه تو رو ندارم

 

 

نذار بهت عادت کنم ، جدایی سخته گل من
یه روز تو از اینجا می ری ، میشکنه تنها دل من
نذار بهت عادت کنم دچار یعنی موندگار
تو که نمی مونی پیشم داغتو رو دلم نذار
کنار عطر روسریت نذار بهارو گم کنم
نذار که تو شب چشات راه فرار و گم کنم
نذار بهت عادت کنم تا که جدایی سخت نشه
نهال عشق و بسوزون تا یه روزی درخت نشه
ما که به هم نمی رسیم حتی توی خواب و خیال
قسمت ما یکی نشد حتی توی فنجون فال
نمی شه این پله هارو دو تا یکی کرد و رسید
دیوار سنگه بینمون نمیشه دیوارو ندید

   

عکس تو همیشه اینجاست که نده دوریت عذابم
بشمرم چند تا ستاره که ببینمت تو خوابم
بیا با من قدم بزن تو کوچه ی درد و دلام
بشکن تنهایی من با یه تبسم یا سلام
پاییز میاد از اشک تو واسه خودش غم میاره
بهار پیش رنگ نگات قشنگیشو کم میاره

کی از تو مهربون تره وقتی غریب و بی کسم
با شوق حس عطر تو تازه میشه هر نفسم
عشق من و پیدا بکن از نامه های گم شده
شاید بفهمی این دلم از خود چرا بی خود شده

عکس تو همیشه اینجاست که نده دوریت عذابم
بشمرم چند تا ستاره که ببینمت تو خوابم

  

زندگی ادامه داره  حتی وقتی تو نباشی اگه آشنا بمونی یا مثه غریبه ها شی
حتی وقتی واژه ی عشق با خیانت هم نفس شه ا اگه تموم دنیا واسه پرامون قفس شه

نه خزون نه بهار انگاری روزگار، تو رو از دل من می رنجوند
این که تو هر نفس می گذشتی ازم ، قلبمو می لرزوند

زندگی ادامه داره _ حتی وقتی تو نباشی
اگه آشنا بمونی یا مثه غریبه ها شی
حتی وقتی واژه ی عشق با خیانت هم نفس شه
یا اگه تموم دنیا واسه پرامون قفس شه

زندگی ادامه داره ، به جلو قصه ی تکرار
حتی وقتی نبض ساعت بخوابه رو دست دیوار
کسی پله های عمرو به عقب بر نمی گرده
ولی می تونه ببینه که گذشته ها چه کرده
نه خزون نه بهار انگاری روزگار، تو رو از دل من می رنجوند
این که تو هر نفس می گذشتی ازم ، قلبمو می لرزوند
آخرین لحظه ها یاد تو از پاهام قدرت رفتن و می گیره
زندگی جاریه بی حضورت ولی شکل یه راه تیره 

   

 

 یاد چشمات داره آتیش می زنه قلب منوحتی عکسای تو هم
مرهم دردم نمی شه من دارم کم میارم دلم دیونه ی تو اِ رد پای گریه هام
هنوز رو شونه ی تو اِ تو اِ نمی تونم ببینم یکی دیگه عاشقته
نمی تونم ببینم اسم من از یادت میره یادت میره من دارم کم میارم
دلم دیونه ی تو اِ تو اِ رد پای گریه هام هنوز رو شونه ی تو اِ تو اِ
نمی تونم ببینم یکی دیگه عاشقته نمی تونم ببینم
اسم من از یادت میره یادت میره یادت میره یاد چشمات داره  آتیش می زنه

قلب منو حتی عکسای تو هم  مرهم دردم نمی شه

 عشق من . . .
یادم کن گاهی
که به دل دارم آهی
تو که از دردم آگاهی

یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم

تا هستم . . .
با یادت شادم
آخه دل بر تو دادم
دیگه از غمها آزادم


به انتظار دیدنت
به لحظه رسیدنت
دل داره پرپر می زنه
از سینه ام پر می زنه

ای چشمه حیات من

فرشته نجات من
شوق نفسهای منی
همیشه رویای منی



عشق تو در قلب من
هدیه جاودانه است
برای زنده موندن
قشنگترین بهانه است

دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره
با تو نفس کشیدن پایان انتظاره

   

 

نوشته شده در سی ام دی 1385ساعت 1:25 PM توسط Diyana| |

Design By : Night Melody